شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
127
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
رسيد خطاست . 11 ، 127 - مردى كه نكوهيده اخلاق و ستوده نسب بود ، سقراط [ را ] گفت : ترا ننگ نمىآيد از خساست جنس خود « 100 » ؟ جواب داد كه جنس تو به تو منتهى شده است ، و جنس من از من ابتدا شده است . 11 ، 128 - و گفت : همچنانكه از صواب به خطا راه مىبريد همچنين منزل خوب را وقتى مىشناسيد كه به منزل بد فرود آئيد « 101 » و نمىشناسد ملايمت را كسى كه نشناسد خشونت و درشتى را . و همچنين چيزى كه به او خوشحال مىشوند باز به همان سبب غمگين مىشوند « 102 » . 11 ، 129 - و گفت : دنيا همچو صورتهاست در طومارى ، هرگاه بعضى گشوده شود بعضى پيچيده مىگردد و بهترين چيزها وسط و ميانه است ، و صبر و شكيبائى يارى و مدد مىكند بر هر عملى كه باشد . 11 ، 130 - و گفت : كسى كه تندست بسيار به رنج است . 11 ، 131 - و گفت : كسى كه مبتلا به بلايى شود و صبر نمايد ، همچو بيمارست كه صحت يابد و شكر گويد . 11 ، 132 - و گفت : هرگاه غالبترين چيزها بر مرد عقل او نباشد غالبترين چيزها برو هلاك اوست . 11 ، 133 - و گفت : كسى كه خوب را از بد نشناسد او را داخل مردها نبايد « 103 » انگاشت . 11 ، 134 - و گفت : بهترين برادران آنست كه برادران را از شر « 104 » به سوى خير آورد ، پرزورتر و غالبتر از همه زورمندان كسى است
--> ( 100 ) - اساس ، س ، ت : خساست نسب خود . ( 101 ) - د : راه مىبرند . . . مىشناسند كه به منزل بد فروز آيند . ( 102 ) - اساس ، س وت : از « و همچنين » تا اينجا ندارد . ( 103 ) - اساس وس وت : داخل مرد نبايد . ( 104 ) - اساس ، س ، ت : برادران را به شهر .